غافلگیری نیکا جون
دیشب عمه جون زنگ زد گفت محدثه تنها می خواد بیاد خونتون پیش نیکا،فقط به نیکا نگو غافلگیر بشه،همین هم شد من به تو چیزی نگفتم ،وقتی محدثه زنگ زد و او در باز کردی فکر کردی باباییه،وقتی محدثرو دیدی خشکت زد کلی خندیدی و ذوق کردی تا ساعت ۴صبح با هم بازی کردین،محدثه ناهار هم پیش ما موند و تو خیلی خوشحال بودی


انشاءالله همیشه شاد باشید





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


غافلگیری نیکا جون 

